X
تبلیغات
عـــشــق مــمـــنـــوع


عـــشــق مــمـــنـــوع

قالبساز / ایمیــل / پـروفـایل / صفـحه اصلی


sacar

 

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست
مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست

تو از کی عاشقی ؟ این پرسش آیینه بود از من !
خودش از گریه ام فهمید مدت هاست ، مدت هاست

به جای دیدن روی تو در خود خیره ایم ای عشق
 


ادامـه مطلب
+ یکشنبه هجدهم اسفند 1392| 23:18| ســمانه|


یه حس قشنگی بهم دادی که

با هیچکس نمی شد تصور کنم

بغل کن منو جوری که حس کنم

بازم عطرتو روی پیراهنم

یه جوری نگام کن تا دلتنگیام

توی عمق چشمای تو گم بشه

چقد خوبه پایان این عاشقی

درست عکس حرفای مردم بشه

 

تو مال منی سهمم از زندگی ،نمیخوام به دلتنگی عادت کنم

میترسم که دیوونه تر شم یه روز، بخوام به خودم هم حسادت کنم

 

تو باشی کنارم واسم کافیه

جهان با حضورت تماشاییه

تو خوابم نمیدیم این لحظه رو

چقد زندگی باتو رویاییه

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

This Was Just Meant To Be

 

You'll be Coming Back To Me
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love

میخوام که وقتی خوابی ، کنار تو بــشینم،
اگه یه وقت خـوابم برد باز خواب تورو ببینم.

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

عطر نفسهای تــــــــــو به تنم بپیچه
کاش بدونی که زنــدگی بـی تو هیچه

This Was Just Meant To Be
You'll be Coming Back To Me
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love

I Know You Are More Afraid
Then I’ll Say I Will Wait
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love

میخوام تن قـــــــــشنگتو تو بـــــــغلم بـــــگیرم
بگم اگه نباشی کارم تمومه و بدون تو میمیرم

میخوام لباتو رو لبام بذاری تا همیشه!
بگم که زندگی دیگه بدون تو نمیـــشه

This Was Just Meant To Be
You'll be Coming Back To Me
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love

I Know You Are More Afraid
Then I’ll Say I Will Wait
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love

Ba Ra La La La La Ba La La La


the moon smiles at us
Ba Ra La La La La Ba La La La
Cause This Is Pure Love
Ba Ra La La La La Ba La La La
the moon smiles at us
Ba Ra La La La La Ba La La La
Cause This Is Pure Love

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

تو نیستی و تا ابد بی تو دلم میگیره
اما زمونه میگه که دیگه خــیلی دیره

This Was Just Meant To Be
You'll be Coming Back To Me
Cause, This Is Pure Love
Cause, This Is Pure Love

Ba Ra La La La La Ba La La La
the moon smiles at us
Ba Ra La La La La Ba La La La
Cause This Is Pure Love
Ba Ra La La La La Ba La La La
the moon smiles at us
Ba Ra La La La La Ba La La La

Cause This Is Pure Love

+ شنبه بیست و ششم بهمن 1392| 12:16| ســمانه|


لا لا لالایی عشقم

چه خوبه که امشب تو هستی پیشم

لا لا لالایی عشقم

چه خوبه که با تو آروم میشم


ادامـه مطلب
+ شنبه بیست و ششم بهمن 1392| 11:51| ســمانه|


هوای خونه از دوریت

داره هرلحظه می گیره

بیا برگرد با من باش

همین الانش هم دیره...


ادامـه مطلب
+ شنبه بیست و ششم بهمن 1392| 11:23| ســمانه|


There’s a dream in my soul

یه رویایی توی روحم وجود داره

فانوس 

A fire that’s deep inside me

یه اتشی که درونم رو میسوزونه

 


ادامـه مطلب
+ سه شنبه پانزدهم بهمن 1392| 12:49| ســمانه|


 

چقدر می خوام نگاتو خنده هات و هر لحظه

 

توی قلبم چه حالی میشه با میلرزه

نگاهت روبه رومه آرزومه با تو باشم تا همیشه

همه دنیام فدای تو برای اینکه هستی

 

به این دیونه دل بستی پای حرفاش نشستی

تو میدونی چی میگه نشستی توی قلبم

دلم داره واسه چشمای تو دیونه میشه


+ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392| 20:46| ســمانه|



Toygar Işıklı – Gecenin hüznü

 Gün geçmez yüreğimdeki acı amansız
Yalnızlık yüzüme vurur geçer zamansız
Hüznün bile yorgun ahhh

Her damla gözyaşımdaki keder umutsuz
Sensizlik geceme akar gider mi sonsuz
Kalbim yine yorgun ahh

Yok elerimde aşk
Sevmek bana yasak
Yine bak ruhum eriyip gidiyor yavaş yavaş
Bir yanlızlık şarkısında yine uçurum kenarında
Ah dudaklarımdan aşk düşüyor kor gibi kalbime

اندوه شب

روز نمی گذرد…

در قلبم دردورنج امان بریده…

تنهایی بی وقفه با گذشت زمان به صورتم سیلی می زند

حتی اندوه من خسته شده است…

هر لحظه اشکهایم نا امیدانه می چکد

بدون تو شبهای من بی انتهاست

حتی قلبم هم خسته شده است…

در دستهایم عشق نیست

عشق برایم ممنوع است

دوباره ببین

روحم آرام آرام جدا می شود

در این شعر تنهایی

باز هم کنار صخره ها

آه…عشق از لبهایم

مثل زغال افروخته به قلبم

فرو می ریزد

+ یکشنبه سی ام تیر 1392| 1:3| ســمانه|


غم نگاه آخرت تو لحظه ي خدافظي

گريه ي بي وقفه ي من تو اون روزاي كاغذي

قول داده بوديم ما به هم كه تن نديم به روزگار

چه بي دووم بود قول ما جدا شديم آخر كار

تو حسرت نبودنت من با خيالتم خوشم

با رفتن از اين ديار آرزوهامو ميكشم

كوله بارم پره حسرت

تو دلم يه دنيا درده

مثل آواره اي تنها تو خيابوني كه سرده

تا خيالت به سرم ميزنه گريه ام ميگيره

آروم آروم دل تنگم داره بي تو ميميره

گل مغرور قشنگم

 من فراموشت نكردم

بي تو اينجا رو نمي خوام ميرم و بر نمي گردم

 

+ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392| 14:20| ســمانه|


برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو


 تمام گامهای مانده اش با من


منم زیبا


 که زیبا بنده ام را دوست می دارم


تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو می گوید


ترا در بیکران دنیای تنهایان


رهایت من نخواهم کرد


رها کن غیر من را، آشتی کن با خدای خود


تو غیر از من چه میجویی؟


تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟


تو راه بندگی طی کن عزیزا، من خدایی خوب میدانم


تو دعوت کن مرا با خود به اشکی. یا خدایی، میهمانم کن


که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم


طلب کن خالق خود را. بجو مارا، تو خواهی یافت


که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که


وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی، عالمی دارد


تویی زیباتر از خورشید زیبایم. تویی والاترین مهمان دنیایم.


که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت


وقتی تو را من آفریدم، بر خودم احسنت میگفتم


مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟


هزاران توبه ات را گرچه بشکستی، ببینم من تورا از درگهم راندم؟


که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور


آن نامهربان معبود، آن مخلوق خود را


این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرابا قطره اشکی


به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم


لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم


غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟


بگو، جزمن کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است


قسم بر عاشقان پاک با ایمان


قسم بر اسبهای خسته در میدان


تو را در بهترین اوقات آوردم


قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من


قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور


قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد


برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو


تمام گامهای مانده اش با من


تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو میگوید


ترا در بیکران دنیای تنهایان، رهایت من نخواهم کرد

سهراب سپهری   

 

 

                                                  

 

            

+ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392| 14:14| ســمانه|


گونه هایت را برای دست هایم می خواهم
 

پیشانی ات را برای لب هایم
 

خودت را برای زندگی ام
 

می بینی ؟
 

برای خودم هیچ نمی خواهم ؟!

هیــــــــــــــــــــــــــس! ساکت!
 

یه کف مرتب به افتخارش …!
 

چه با احساس منو گذاشت و رفت

 

ساکار

من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم

از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم

از آن جشنی که اعضای تنم دارند خوشحالم

ولی از اختلاف مغز و دل با ریش می ترسم

 

 

+ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392| 12:40| ســمانه|